هوش مصنوعی: این شعر از نبود شور و حرارت در زندگی مرده‌دلان، بی‌ثمری تلاش‌ها در شوره‌زار زندگی، و ناپایداری شادی‌ها سخن می‌گوید. شاعر از عشق، مستی، و زیبایی‌های گذرا نیز یاد می‌کند و به بی‌خبری انسان از حقایق عالم اشاره دارد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه‌ی زندگی برای درک کامل معانی دارد. همچنین برخی اشارات به مستی و عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۶۸۱۹ - در سر مرده دلان شور ندیده است کسی

در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
نفس گرم ز کافور ندیده است کسی ۱

سبزه شوره زمین نیست به جز موج سراب
حاصل از عالم پرشور ندیده است کسی ۲

خاک زیر قدم نرم روان آسوده است
گرد از قافله مور ندیده است کسی ۳

از عرق چهره گلرنگ تو بیهوشم ساخت
می ممزوج به این زور ندیده است کسی ۴

هر که چون آب خورد باده، نگردد سرخوش
مستی از نرگس مخمور ندیده است کسی ۵

کیست گیرد خبر از قافله گرمروان؟
که به جز آتشی از دور ندیده است کسی ۶

شادی از پیر کهنسال نمی باید جست
خنده هرگز ز لب گور ندیده است کسی ۷

نقشبندان خیالند نظربازانش
ورنه آن چهره مستور ندیده است کسی ۸

شد ز خط چهره گلرنگ تو افروخته تر
ماه در ابر به این نور ندیده است کسی ۹

سرو بالای ترا جوش بهارست مدام
برگریز از شجر طور ندیده است کسی ۱۰

نیست این غمکده بی سیل حوادث صائب
زیر گردون دل معمور ندیده است کسی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۱۸ - بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۲۰ - غوطه در خاک زند دل ز گریبان کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.