خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به نقد انسان‌هایی می‌پردازد که درگیر زندگی مادی و رفاه هستند و از درک عمیق رنج‌ها، عشق، و حقایق معنوی عاجزند. شاعر با پرسش‌های متعدد، ناآگاهی آن‌ها را نسبت به مفاهیمی مانند درد جاودان، آزادی، و تجربه‌های روحانی نشان می‌دهد.

مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۸۷۴ - تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟

تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟
حضور عافیت رایگان چه می دانی؟ ۱

نکرده ای سفری در رکاب بیهوشی
گذشتن از سر کون و مکان چه می دانی؟ ۲

ز برگ و بار تعلق نگشته ای دلسرد
تو قدر سیلی باد خزان چه می دانی؟ ۳

نیافتی نظر از شبنم سبک پرواز
نشست و خاست درین بوستان چه می دانی؟ ۴

دلت خوش است که داری ثمر درین بستان
فراغبالی سرو روان چه می دانی؟ ۵

فریب خورده نیرنگ نوبهارانی
عیار چهره زرد خزان چه می دانی؟ ۶

تمام عمر به تن پروری برآمده ای
غمی به غیر غم آب و نان چه می دانی؟ ۷

در آفتاب قیامت نسوخته است دلت
قماش داغ دل خونچکان چه می دانی؟ ۸

تو کز حصار تن خود نرفته ای بیرون
ره برون شدن از آسمان چه می دانی؟ ۹

ترا که کار نیفتاده با جهان صائب
سبک رکابی عهد جهان چه می دانی؟ ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۷۳ - زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۷۵ - مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.