خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، انتظار و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از نبودن سخنهای دلنشین در جمع گلایه میکند و به زیباییهای ظاهری مانند چهره و زلف اشاره دارد. همچنین، از عشق ویرانگر خود میگوید و از ضعیفان و نیازمندان یاد میکند. در پایان، به شکستن قدر شکر و ناسپاسی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند عشق ویرانگر و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۶۸۷۶ - ز من مدار توقع سخن از انجمنی
ز من مدار توقع سخن از انجمنی
که نیست باعث گفتار چشم خوش سخنی ۱
به گرد چهره خوبان چو زلف سیری کن
مکن چو خال قناعت به گوشه دهنی ۲
به شوخی تو چراغی درین شبستان نیست
که هم در انجمنی هم برون انجمنی ۳
ز طوطیی نتوان بود کمتر ای بلبل
تو هم ز بال و پر خویش سبز کن چمنی ۴
چنان ز عشق تو ویران شدم که نتوان ساخت
اگر ضرور شود، از زبان من سخنی ۵
مکش زیاد وطن آه، کاین همان وطن است
که از لباس به یوسف نداد پیرهنی ۶
ز اشک و آه ضعیفان خاکسار بترس
که بود مشرق طوفان تنور پیرزنی ۷
شکست قدر شکر را به گفتگو صائب
که دیده است چنین طوطی شکرشکنی؟ ۸
که نیست باعث گفتار چشم خوش سخنی ۱
به گرد چهره خوبان چو زلف سیری کن
مکن چو خال قناعت به گوشه دهنی ۲
به شوخی تو چراغی درین شبستان نیست
که هم در انجمنی هم برون انجمنی ۳
ز طوطیی نتوان بود کمتر ای بلبل
تو هم ز بال و پر خویش سبز کن چمنی ۴
چنان ز عشق تو ویران شدم که نتوان ساخت
اگر ضرور شود، از زبان من سخنی ۵
مکش زیاد وطن آه، کاین همان وطن است
که از لباس به یوسف نداد پیرهنی ۶
ز اشک و آه ضعیفان خاکسار بترس
که بود مشرق طوفان تنور پیرزنی ۷
شکست قدر شکر را به گفتگو صائب
که دیده است چنین طوطی شکرشکنی؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۷۵ - مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۷۷ - چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.