هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، شور و شید عشق و محبت را به تصویر می‌کشد. شاعر از جذبه‌های عشق، زیبایی‌های طبیعت و تأثیر آن بر روح انسان سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند غفلت، بینش درونی و عظمت عشق الهی در آن نمایان است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۶۸۸۵ - فکنده شور محبت مرا به صحرایی

فکنده شور محبت مرا به صحرایی
که موج می زند از هر کنار دریایی ۱

ندانم آن خط سحرآفرین چه مضمون است
که در قلمرو دلهاست طرفه غوغایی ۲

خیال من که به دامان عرش پای زده
ندیده است به این رتبه سرو بالایی ۳

چه شور در جگر خاک ریخت ابر بهار؟
که هست در سر هر برگ لاله سودایی ۴

اگر تو پنبه غفلت برآوری از گوش
کدام خار ندارد زبان گویایی؟ ۵

در انتظار تو هر هفت کرده است بهشت
نظر سیاه مگردان به هر تماشایی ۶

ازان همیشه بهارست لاله خورشید
که صلح کرد ز عالم به چشم بینایی ۷

چه حاجت است به ترتیب لشکر خط و خال؟
تصرف دل ما را بس است ایمایی ۸

برآورد ز خیابان خلد سر صائب
کسی که رفت به یاد بلند بالایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۸۴ - همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۸۶ - گرفته است مرا در میان تماشایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.