هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد دوری و انتظار معشوق است. شاعر با زبانی لطیف و تصاویر شاعرانه، از عدم حضور معشوق شکوه میکند و با استفهامهای انکاری، عمق دلتنگی و اشتیاق خود را نشان میدهد. او از سرکشی و دوری معشوق مینالد و با اشاره به صدف و گهر، ماه و مه، و دیگر تصاویر، زیبایی و ارزش معشوق را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۸۸۴ - همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
ز سرکشی تو به اندیشه درنمی آیی ۱
ز چشم شور تو چون ایمنی ز غلطانی
چرا برون ز صدف چون گهر نمی آیی؟ ۲
همیشه در نظری و ز لطافت سرشار
مرا چو نور نظر در نظر نمی آیی ۳
کناره کردن از آغوش نامرادان چیست؟
تو کز کمال لطافت به برنمی آیی ۴
سری به گوشه دل می توان نهفته کشید
مرا به ظاهر اگر در نظر نمی آیی ۵
چو می کند خبر آمدن مرا بیهوش
چرا به کلبه من بی خبر نمی آیی؟ ۶
اشاره کن که دلت را به آه نرم کنم
اگر به سرکشی خویش برنمی آیی ۷
ستم به دست و لب خود بسا که خواهی کرد
نفس گسسته مرا گر به سر نمی آیی ۸
به بوی پیرهنی یاد کن عزیزان را
اگر ز مصر به کنعان دگر نمی آیی ۹
شود نهفته مه از دیده در مهی دو سه روز
تو ماه ماه ز منزل بدر نمی آیی ۱۰
به وعده ای دگر امیدوار ساز مرا
ز سرکشی به سر وعده گر نمی آیی ۱۱
مرا بس است پیامی برای جان بخشی
به پرسش من دلخسته گر نمی آیی ۱۲
قدم ز خانه برون نه به فصل گل صائب
به رنگ غنچه گر از پوست برنمی آیی ۱۳
ز سرکشی تو به اندیشه درنمی آیی ۱
ز چشم شور تو چون ایمنی ز غلطانی
چرا برون ز صدف چون گهر نمی آیی؟ ۲
همیشه در نظری و ز لطافت سرشار
مرا چو نور نظر در نظر نمی آیی ۳
کناره کردن از آغوش نامرادان چیست؟
تو کز کمال لطافت به برنمی آیی ۴
سری به گوشه دل می توان نهفته کشید
مرا به ظاهر اگر در نظر نمی آیی ۵
چو می کند خبر آمدن مرا بیهوش
چرا به کلبه من بی خبر نمی آیی؟ ۶
اشاره کن که دلت را به آه نرم کنم
اگر به سرکشی خویش برنمی آیی ۷
ستم به دست و لب خود بسا که خواهی کرد
نفس گسسته مرا گر به سر نمی آیی ۸
به بوی پیرهنی یاد کن عزیزان را
اگر ز مصر به کنعان دگر نمی آیی ۹
شود نهفته مه از دیده در مهی دو سه روز
تو ماه ماه ز منزل بدر نمی آیی ۱۰
به وعده ای دگر امیدوار ساز مرا
ز سرکشی به سر وعده گر نمی آیی ۱۱
مرا بس است پیامی برای جان بخشی
به پرسش من دلخسته گر نمی آیی ۱۲
قدم ز خانه برون نه به فصل گل صائب
به رنگ غنچه گر از پوست برنمی آیی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۸۳ - دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
گوهر بعدی:غزل ۶۸۸۵ - فکنده شور محبت مرا به صحرایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.