هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق، زیبایی، اشتیاق و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند دریا، سایه، نافه مشک و شمع، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاراتی به پیری، صبر و بینش درونی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'باده نشائه خون می دهد به تنهایی' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۶۸۸۷ - ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی

ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی
سفینه ای است که گردیده است دریایی ۱

مرا چو سایه نهالی که می کشد بر خاک
خبر ز سایه خود نیستش ز رعنایی ۲

به بوی خون بتوان یافت همچو نافه مشک
ز فکر زلف تو شد هر سری که سودایی ۳

چگونه قطره کشد در کنار دریا را؟
به روزگار تو رحم است بر تماشایی ۴

فلک ز جلوه او چون کتان ز هم می ریخت
اگر نظیر تو می بود مه به زیبایی ۵

ز اشتیاق تو دست ز کار رفته من
فلاخنی است که سنگش بود شکیبایی ۶

به رغم من لب خود می گزی، نمی دانی
که باده نشائه خون می دهد به تنهایی ۷

زبان خموش پسندیده است در پیری
ز شمع خوش نبود صبح مجلس آرایی ۸

به عیب خویش چو صائب کسی که راه نبرد
گلی نچید ز نور چراغ بینایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۸۶ - گرفته است مرا در میان تماشایی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۸۸ - نماند دشت جنون را رمیده آهویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.