هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از نگاه معشوق و بسته بودن راه عیادت و ارتباط شکایت میکند. او از سکوت و بیتوجهی معشوق گلایه دارد و احساس میکند که راه خریدار (عاشق) به رویش بسته شده است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که این شکایتها از ته دل نیست و بیشتر به اجبار بیان شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای شعری ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۸۹۱ - از زهر چشم، چشم من زار بسته ای
از زهر چشم، چشم من زار بسته ای
راه عیادت از چه به بیمار بسته ای؟ ۱
راه هزار قافله دل می زند به مکر
از شرم پرده ای که به رخسار بسته ای ۲
قانع به یک نظاره خشکیم ما ز دور
بر روی ما چرا در گلزار بسته ای؟ ۳
نه حرف می زنی، نه نگه می کنی، نه ناز
بر من در امید به یکبار بسته ای ۴
شبنم ز گلشن تو نظر آب چون دهد؟
کز شرم، چشم رخنه دیوار بسته ای ۵
چون قیمت تو در گره روزگار نیست
از روی لطف راه خریدار بسته ای ۶
صائب ز یار از ته دل نیست شکوه ات
این نغمه را به زور بر این تار بسته ای ۷
راه عیادت از چه به بیمار بسته ای؟ ۱
راه هزار قافله دل می زند به مکر
از شرم پرده ای که به رخسار بسته ای ۲
قانع به یک نظاره خشکیم ما ز دور
بر روی ما چرا در گلزار بسته ای؟ ۳
نه حرف می زنی، نه نگه می کنی، نه ناز
بر من در امید به یکبار بسته ای ۴
شبنم ز گلشن تو نظر آب چون دهد؟
کز شرم، چشم رخنه دیوار بسته ای ۵
چون قیمت تو در گره روزگار نیست
از روی لطف راه خریدار بسته ای ۶
صائب ز یار از ته دل نیست شکوه ات
این نغمه را به زور بر این تار بسته ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۹۰ - ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای
گوهر بعدی:غزل ۶۸۹۲ - طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.