خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تشبیههای پیچیده برای بیان مفاهیمی مانند ستم، فریب، عشق، و مرگ استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعی مانند زمین، بادام، گل، خورشید، آب و آتش برای انتقال احساسات عمیق و انتقادی بهره میبرد. همچنین، به مفاهیمی مانند بازخواست الهی و ازلیّت اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخ ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
غزل ۶۸۹۴ - روی زمین به زلف معنبر گرفته ای
روی زمین به زلف معنبر گرفته ای
با این سپه چه ملک محقر گرفته ای ۱
چشم ستمگر تو کجا، مردمی کجا
بادام تلخ را چه به شکر گرفته ای؟ ۲
حیف آیدت به قیمت دل خاک اگر دهی
چون گل پی فریب به کف زر گرفته ای ۳
خورشید را به حلقه فتراک بسته ای
امروز چون شکاری لاغر گرفته ای؟ ۴
در آب و آتشم مفکن روز بازخواست
چون در ازل ز خاک مرا برگرفته ای ۵
آتش ز نغمه توام ای نی به جان فتاد
این چاشنی ز لعل که دیگر گرفته ای؟ ۶
لوح مزار دشمن بیهوده گو شود!
این سایه ای که از سر ما برگرفته ای ۷
صائب تو از کجا، روش مولوی کجا؟
چون پرده حیا ز میان برگرفته ای؟ ۸
با این سپه چه ملک محقر گرفته ای ۱
چشم ستمگر تو کجا، مردمی کجا
بادام تلخ را چه به شکر گرفته ای؟ ۲
حیف آیدت به قیمت دل خاک اگر دهی
چون گل پی فریب به کف زر گرفته ای ۳
خورشید را به حلقه فتراک بسته ای
امروز چون شکاری لاغر گرفته ای؟ ۴
در آب و آتشم مفکن روز بازخواست
چون در ازل ز خاک مرا برگرفته ای ۵
آتش ز نغمه توام ای نی به جان فتاد
این چاشنی ز لعل که دیگر گرفته ای؟ ۶
لوح مزار دشمن بیهوده گو شود!
این سایه ای که از سر ما برگرفته ای ۷
صائب تو از کجا، روش مولوی کجا؟
چون پرده حیا ز میان برگرفته ای؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۹۳ - ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای
گوهر بعدی:غزل ۶۸۹۵ - از مردمان اگر چه کناری گرفته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.