هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، ندامت، فرصت‌های از دست رفته و تأمل در زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا، مخاطب را به اصلاح خود و دوری از وابستگی‌های بی‌ثمر دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

غزل ۶۸۹۷ - ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده ای

ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده ای
در رهگذار سیل میان را گشاده ای ۱

کوری نمی رود به عصاکش برون ز چشم
خود خوب شو، چه در پی خوبان فتاده ای؟ ۲

پیراهنی که می طلبی از نسیم مصر
دامان فرصتی است که از دست داده ای ۳

آرام نیست بوی گل و رنگ لاله را
تو بی خبر چو سرو به یک جا ستاده ای ۴

تا می کشد دل تو به این تیره خاکدان
هر چند بر سپهر سواری، پیاده ای ۵

بر روی هم هر آنچه گذاری وبال توست
جز دست اختیار که بر هم نهاده ای ۶

امروز خانه ای به صفای دل تو نیست
گر روزنش ز دیده عبرت گشاده ای ۷

داغ ندامت است سرانجام رنگ و بوی
صائب چه محو بوی گل و رنگ باده ای؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۹۶ - در خاک و خون کشید مرا ترک زاده ای
گوهر بعدی:غزل ۶۸۹۸ - از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.