خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از صائب تبریزی به بیان دردها و رنجهای عاشقانه و فلسفی میپردازد. شاعر از بیقراری، تسلیم در برابر تقدیر، عشق و رنجهای آن، و ناامیدی از روزگار سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند ایمان، قضا و قدر، و زیباییهای گذرا دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با اشارات به رنج و تقدیر، برای درک و تجربهی مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تسلیم در برابر قضا و قدر و ناامیدی از روزگار، نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۶۸۹۸ - از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
تعلیم بی قراری سیماب داده ای ۱
در زیر تیغ، بستر راحت فکنده ای
در چشم فتنه داد شکرخواب داده ای ۲
عقد خرد به دختر رز برفشانده ای
نقد حیات را به می ناب داده ای ۳
بر دستبرد تیغ قضا دل نهاده ای
پهلوی چرب خویش به قصاب داده ای ۴
چون خار و خس ز کجروشی های روزگار
خود را به دست سیلی سیلاب داده ای ۵
در ابروی تو دید و قضای گذشته کرد
ایمان به چین ابروی محراب داده ای ۶
می گفت صفحه رخ او خوش قلم ترست
جولان بوسه بر رخ مهتاب داده ای ۷
صائب ز خارخار محبت چه آگه است؟
پهلو به روی بستر سنجاب داده ای ۸
تعلیم بی قراری سیماب داده ای ۱
در زیر تیغ، بستر راحت فکنده ای
در چشم فتنه داد شکرخواب داده ای ۲
عقد خرد به دختر رز برفشانده ای
نقد حیات را به می ناب داده ای ۳
بر دستبرد تیغ قضا دل نهاده ای
پهلوی چرب خویش به قصاب داده ای ۴
چون خار و خس ز کجروشی های روزگار
خود را به دست سیلی سیلاب داده ای ۵
در ابروی تو دید و قضای گذشته کرد
ایمان به چین ابروی محراب داده ای ۶
می گفت صفحه رخ او خوش قلم ترست
جولان بوسه بر رخ مهتاب داده ای ۷
صائب ز خارخار محبت چه آگه است؟
پهلو به روی بستر سنجاب داده ای ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۹۷ - ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده ای
گوهر بعدی:غزل ۶۸۹۹ - من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.