خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی به بیان احساسات شاعر دربارهٔ عشق، فنا، و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از تشبیه‌های زیبایی مانند پل، سیلاب، ماهی، قلاب، طفل، افسانه، بتخانه، ابر، و دریا استفاده کرده تا حالات روحی و عاطفی خود را توصیف کند. او از دل‌باختگی، جستجوی معنا، و رویگردانی از دنیا سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۸۹۹ - من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای

من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
آغوش باز در ره سیلاب کرده ای ۱

در جستجوی ماهی سیمین لباس او
تن را درین محیط چو قلاب کرده ای ۲

چون طفل، گوش هوش به افسانه داده ای
در رهگذار سیل فنا خواب کرده ای ۳

درگاه خلق را به خدا برگزیده ای
بتخانه را تصور محراب کرده ای ۴

چون ابر، دامن از کف دریا کشیده ای
دل در هوای وصل گهر آب کرده ای ۵

از صحبت هدف ز هواهای مختلف
قطع نظر چو ناوک پرتاب کرده ای ۶

دست از جهان بشوی، چه فارغ نشسته ای؟
صائب ترا که هست دل آب کرده ای ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۹۸ - از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
گوهر بعدی:غزل ۶۹۰۰ - با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.