خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق مانند عشق، ناامیدی، و رنج استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند زهر چشم، بادام تلخ، و تیغ زبان برای انتقال حسهای پیچیده و متناقض بهره میگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۶۹۰۰ - با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای
با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای
بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای؟ ۱
داریم چون قبا سربندت هزار جا
ما را چه ناامید ز آغوش کرده ای؟ ۲
تا چشم را به هم زده ای، از سپاه ناز
تاراج عافیتکده هوش کرده ای ۳
در پیش آفتاب چه پرتو دهد چراغ؟
گل را خجل ز صبح بناگوش کرده ای ۴
حق نمک چگونه فراموش من شود؟
داغ مرا به خنده نمک پوش کرده ای ۵
شکر توام ز تیغ زبان موج می زند
چون آب اگر چه خون مرا نوش کرده ای ۶
صائب ز فکرهای ثریا نثار خود
ما را چه حلقه هاست که در گوش کرده ای ۷
بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای؟ ۱
داریم چون قبا سربندت هزار جا
ما را چه ناامید ز آغوش کرده ای؟ ۲
تا چشم را به هم زده ای، از سپاه ناز
تاراج عافیتکده هوش کرده ای ۳
در پیش آفتاب چه پرتو دهد چراغ؟
گل را خجل ز صبح بناگوش کرده ای ۴
حق نمک چگونه فراموش من شود؟
داغ مرا به خنده نمک پوش کرده ای ۵
شکر توام ز تیغ زبان موج می زند
چون آب اگر چه خون مرا نوش کرده ای ۶
صائب ز فکرهای ثریا نثار خود
ما را چه حلقه هاست که در گوش کرده ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۹۹ - من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
گوهر بعدی:غزل ۶۹۰۱ - تا چهره گلگل از می گلفام کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.