هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با زبانی پندآمیز و حکیمانه، به موضوعاتی مانند دوری از حرص و طمع، اهمیت مدارا و ادب، ارزش صبر و تلاش، و بی‌فایده‌ بودن غرور و نسب پرداخته است. همچنین بر اهمیت انتخاب رفیق مناسب و ارزش غمگساری در زندگی تأکید دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی این شعر برای درک و تجربهٔ نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از اشارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

غزل ۶۹۳۰ - تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟

تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟
از خارخار چند علاج جرب کنی؟ ۱

هرگز نمی رسد به طباشیر استخوان
پیش حسب مباد حدیث نسب کنی ۲

شب راز آه زنده دلان روز می کنند
داری تو جد و جهد که روزی به شب کنی ۳

انداخت پیش ابر سپر، تیغ آفتاب
آن به که خصم را به مدارا ادب کنی ۴

نان گرسنه چشم فزاید گرسنگی
از چون خودی مباد که روزی طلب کنی ۵

در بحر صاحب گهر از ابر شد صدف
چون غافلان مباد که ترک سبب کنی ۶

بارست سایه بر دل آزادگان و تو
بهر سفر رفیق موافق طلب کنی ۷

صائب به غمگسار ز غم می توان رسید
حیف است عمر صرف نشاط و طرب کنی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹۲۹ - تا کی ز کف عنان توکل رها کنی؟
گوهر بعدی:غزل ۶۹۳۱ - چند از بهار عشق قناعت به خس کنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.