هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعی و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر، و گذر زمان می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از فرصت‌ها استفاده کند، با مشکلات مبارزه نماید، و به عشق و زیبایی‌های زندگی توجه نشان دهد. همچنین، اشاره‌ای به مفهوم مکافات عمل و اهمیت بخشش دارد.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی، استفاده از استعاره‌های پیچیده، و پرداختن به موضوعات فلسفی مانند مرگ و گذر زمان، درک این شعر را برای کودکان دشوار می‌سازد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

غزل ۶۹۵۷ - حیف است درین فصل دماغی نرسانی

حیف است درین فصل دماغی نرسانی
چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی ۱

آن روز ترا نخل برومند توان گفت
کز هر که خوری سنگ، عوض میوه فشانی ۲

این بادیه از کاهلی توست پر از خار
از خار شود ساده اگر گرم برانی ۳

لوح دلت از نقش جهان ساده نگردد
تا درسی ازان صفحه رخسار نخوانی ۴

از دور نیفتد قدح بزم مکافات
زهری که چشیدن نتوانی نچشانی ۵

گر خسته دلان را به شکر دست نگیری
شرط است که چون نی به نوایی برسانی ۶

غم نیست غباری که ازان دست توان شست
از روی گهر گرد یتیمی چه فشانی؟ ۷

پیش و پس اوراق خزان نیم نفس نیست
خوشدل چه به عمر خود و مرگ دگرانی؟ ۸

صائب دل و جان از پی دلدار روان است
هشدار کز این قافله دنبال نمانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹۵۶ - ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
گوهر بعدی:غزل ۶۹۵۸ - ظلم است که درمان خود از درد ندانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.