هوش مصنوعی:
این شعر از عطار نیشابوری، تصاویری از طبیعت و حالات انسانی را با هم میآمیزد. شاعر از موی سیاه (زلف) مانند شب غریبان و صبح نشاط در دامان سخن میگوید. او از حوادث ناگوار زندگی مینالد و خود را در بیابانی گرفتار باران میبیند. در ادامه، اشارهای به زیبایی چهره معشوق و همتراز قرآن گرفتن آن دارد. شعر با توصیف بهار و شتاب آن به پایان میرسد، جایی که شاخهها از شکوفهها پر شدهاند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'رستخیز حوادث' و 'حق ناشناسی' ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۳ - زلفت که همچو شام غریبان گرفته است
زلفت که همچو شام غریبان گرفته است
صبح نشاط در ته دامان گرفته است ۱
از دست رستخیز حوادث کجا رویم؟
ما را میان بادیه باران گرفته است ۲
(این سهو بین که دیده حق ناشناس من
روی ترا برابر قرآن گرفته است) ۳
از ابر نوبهار چمن جان گرفته است
گلزار رنگ چهره مستان گرفته است ۴
از بس که نوبهار به تعجیل می رود
شاخ از شکوفه دست به دندان گرفته است ۵
صبح نشاط در ته دامان گرفته است ۱
از دست رستخیز حوادث کجا رویم؟
ما را میان بادیه باران گرفته است ۲
(این سهو بین که دیده حق ناشناس من
روی ترا برابر قرآن گرفته است) ۳
از ابر نوبهار چمن جان گرفته است
گلزار رنگ چهره مستان گرفته است ۴
از بس که نوبهار به تعجیل می رود
شاخ از شکوفه دست به دندان گرفته است ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - تا عارضت ز آتش می برفروخته است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - از سرد مهری آتش شوقم فسرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.