هوش مصنوعی:
شاعر از فتنهها و آشوبهای اطراف خود شکایت میکند و به جادوی چشمان معشوق اشاره مینماید. او توصیف میکند که چشمان معشوق آنقدر مسحورکننده و مستکننده است که گویی در سرمهاش داروی بیهوشی ریختهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند «مستی» و «بیهوشی» ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و مفاهیم شاعرانه داشته باشد.
شماره ۲۱۳ - فتنه و آشوب از هر سو به من رو کرده اند
فتنه و آشوب از هر سو به من رو کرده اند
تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کرده اند ۱
چشم آهو چشم من هرگز به این مستی نبود
گوییا در سرمه اش بیهوشدارو کرده اند ۲
تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کرده اند ۱
چشم آهو چشم من هرگز به این مستی نبود
گوییا در سرمه اش بیهوشدارو کرده اند ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - وقت جمعی خوش که تخمی در ته گل کرده اند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.