هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، جنون و طبیعت سخن میگوید. شاعر از بلبلان، گلستان و شبنم یاد میکند و به رابطهی انسان با طبیعت و عواطف انسانی مانند شرم و عشق اشاره دارد. همچنین، انتقادی ظریف به رفتارهای اجتماعی و سنتهای رایج دارد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم انتزاعی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات اجتماعی و عاطفی آن نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
شماره ۲۴۹ - یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند ۱
بلبلان سوگند بر سی پاره گل خورده اند
کز گلستان شبنم گستاخ را بیرون کنند! ۲
حیرتی دارم که چون در روزگار زلف او
رسم گردیده است مردم شکوه از گردون کنند ۳
سرخ رویی لازم دیبای شرم افتاده است
زین سبب پیراهن فانوس را گلگون کنند ۴
خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند ۱
بلبلان سوگند بر سی پاره گل خورده اند
کز گلستان شبنم گستاخ را بیرون کنند! ۲
حیرتی دارم که چون در روزگار زلف او
رسم گردیده است مردم شکوه از گردون کنند ۳
سرخ رویی لازم دیبای شرم افتاده است
زین سبب پیراهن فانوس را گلگون کنند ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - حق پرستانی که از عشق خدا دم می زنند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - چرخ در گردش بود تا دل به جای خود بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.