هوش مصنوعی: این متن به توصیف روزهایی می‌پردازد که طبیعت سرسبز و با حیا بود و یادآور داستان یوسف و زلیخا است که در آن عشق و اشتیاق زلیخا باعث گرمی و شور در دشت‌ها می‌شد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و اشاره‌های ادبی و مذهبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.

شماره ۲۵۱ - یاد ایامی که رویش را بهار شرم بود

یاد ایامی که رویش را بهار شرم بود
با حیا هنگامه نظاره او گرم بود ۱

یک ته پیراهن آمد تا به کنعان باد مصر
بس که روی دشت از آواز زلیخا گرم بود ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - چرخ در گردش بود تا دل به جای خود بود
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - چشم من دایم سپند آتش رخساره بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.