هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از احساسات درونی خود سخن میگوید. او از سبزی طبیعت و پاکی دل خود میگوید، اما در عین حال از ناتوانیها و رنجهایش نیز یاد میکند. در نهایت، او از سرنوشت نامساعد خود شکایت دارد و احساس میکند که تلاشهایش بیثمر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به ناتوانیها و رنجها ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۰۷ - ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید
ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید
مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید ۱
ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها
به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید ۲
نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع
که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید ۳
مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید ۱
ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها
به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید ۲
نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع
که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - خوشا دردی که هر مو بر تن من در خروش آید
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.