هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به یاد روزگاری میافتد که سینهاش پر از شادی و نشاط بود و هر زخمی لبخندی به همراه داشت. او اکنون از رفتن به صحرای جنون (احتمالاً اشاره به عشق و شور جوانی) دور مانده و یاد مجنون (نماد عشق و دیوانگی) را زنده میکند که روزگاری پرتحرک و پرشور بود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند عشق و جنون ممکن است برای کودکان نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۳۸۸ - پیش ازین سینه ام از چاک گلستانی بود
پیش ازین سینه ام از چاک گلستانی بود
هر شکاف از دل چاکم لب خندانی بود ۱
روزگاری است نرفتیم به صحرای جنون
یاد مجنون که عجب سلسله جنبانی بود! ۲
هر شکاف از دل چاکم لب خندانی بود ۱
روزگاری است نرفتیم به صحرای جنون
یاد مجنون که عجب سلسله جنبانی بود! ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - می خرامید و صبوح از می بی غش زده بود
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - (چشمت که راه توبه احباب می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.