هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر اندوه و رنج دوری از یار و دیار است. شاعر توصیه میکند که برای درک ارزش وصال یار، باید صبر پیشه کرد و از خودگذشتگی نشان داد. همچنین، تأکید بر حفظ اسرار عشق و پرهیز از افشای آن دارد تا مبادا به سرنوشتی مانند منصور حلاج دچار شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند از خودگذشتگی و حفظ اسرار ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۰ - ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
از یار و دیار ار ببریدند برندت
تا قدر شب قدر وصالش نشناسی
در تاری از آن طره فکندند به بندت
هر چیز که بینی ز زمانی و زمینی
تا مثل شوندت ز قفا جمله دوندت
آن شاهد نغزی که بهر پوست چو مغزی
ای نطق نلغزد بدوئی پای سمندت
در جمله ببین دلبر و آن جمله ببین خود
از خود بگذر تا که بخود راه دهندت
خاموش شو اسرار مگو سرّ محبت
ورنه بسوی دار چو منصور برندت
از یار و دیار ار ببریدند برندت
تا قدر شب قدر وصالش نشناسی
در تاری از آن طره فکندند به بندت
هر چیز که بینی ز زمانی و زمینی
تا مثل شوندت ز قفا جمله دوندت
آن شاهد نغزی که بهر پوست چو مغزی
ای نطق نلغزد بدوئی پای سمندت
در جمله ببین دلبر و آن جمله ببین خود
از خود بگذر تا که بخود راه دهندت
خاموش شو اسرار مگو سرّ محبت
ورنه بسوی دار چو منصور برندت
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - دل و دین بتی نامسلمان گرفت
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - گل آمد بلبلان را این پیام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.