خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به مضامینی مانند عشق، رنج، امید، و تقدیر می‌پردازد. در آن از تشبیهات و استعاره‌های مختلف مانند سیاهی، افسون، کوه، و ماه استفاده شده است تا احساسات عمیق و پیچیده را بیان کند. شاعر از جور زمانه، بار غم، و امید به بهبودی سخن می‌گوید و در نهایت به عشق و رستگاری اشاره می‌کند.

متن دارای مضامین عمیق و پیچیده‌ای است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و تقدیر نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۸۲ - جهان گیرئی کز سیاهی برآید

جهان گیرئی کز سیاهی برآید
هر افسون و نیرنگ کآید ببابل

جوانا مبر جور ز اندازه ترسم
چو افتاده ما را که کام دگرها

تعلل چرا چون علاج دل ما
به هر سوست گوش امیدم که شاید

چو کوهی است بار غمت بر دل زار
مه چرخ بین هر شب و طالع ما

عجب سرزمینی است کاخ محبت
بتلخی دهد جان شیرینش اسرار

ز شمشیر ابروی ماهی برآید
ز جادوی زلف سیاهی برآید

که از سینه گرمی آهی برآید
اگر از تو گاهی نه گاهی برآید

ترا ای مسیح از نگاهی برآید
صدای درائی ز راهی برآید

بکوهی چسان پرکاهی برآید
که ماهی برآید که ماهی برآید

گدائی اگر رفت شاهی برآید
چو رفت از برت جان الهی برآید
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱ - دل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - پارسایان ریائی ز هوا بنشینند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.