هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد فراق و عشق ناکام خود میگوید. او در جستجوی معشوق است و از تاریکی درون و نبودن چراغ راهنما شکایت دارد. عشق و هوای یار در سراسر وجودش جریان دارد و غرور عشق ذهنش را مشغول کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۱۳۴ - چولاله بی گل روی تو داغم
چولاله بی گل روی تو داغم
بود زهر از فراقت در ایاغم
چه در کعبه چه دردیر و خرابات
ترا جویا ترا اندر سراغم
درون تیره ام را ده فروغی
کز این ظلمت سرابخشد فراغم
شبم تار وره مقصود نایاب
چه باشد گر بر افروزی چراغم
نه از گل بشکفد خاطر نه از باغ
نه از مل واشود دل نه زراغم
هوای یار باشد در سراسرار
غرور عشق پیچد در دماغم
بود زهر از فراقت در ایاغم
چه در کعبه چه دردیر و خرابات
ترا جویا ترا اندر سراغم
درون تیره ام را ده فروغی
کز این ظلمت سرابخشد فراغم
شبم تار وره مقصود نایاب
چه باشد گر بر افروزی چراغم
نه از گل بشکفد خاطر نه از باغ
نه از مل واشود دل نه زراغم
هوای یار باشد در سراسرار
غرور عشق پیچد در دماغم
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - فغان که سخت بافسوس می رود ایام
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.