هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق و فداکاری به معشوق است. شاعر از فدا کردن جان، ایمان و خرد در راه معشوق سخن می‌گوید و عشق را به عنوان تنها حقیقت و غایت زندگی توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکردن ایمان و خرد نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۵۹ - خوشا جانی که جانانش تو باشی

خوشا جانی که جانانش تو باشی
خوشادردی که درمانش تو باشی

بباید ترک جان گفت و بسر رفت
بآن راهی که پایانش تو باشی

نه با ایمان بود کارش نه با کفر
هر آنکس کفر و ایمانش تو باشی

خرد زنجیری و دیوانهٔ شد
که خود زنجیر جنبانش تو باشی

بشوئی پا و سر در عشق اسرار
که شاید گوی چوگانش تو باشی
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - نه بگویمت که مهری نه بخوانمت که ماهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.