هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که در وادی عشق و زیبایی معشوق غرق شده است. او از درد فراق و نیاز به وصال می‌نالد و از عنایت الهی و رحمت خداوند طلب کمک می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند سالک راه و وادی عشق دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

غزل ۱۶۴ - پا مانده در گل در سرزمینی

پا مانده در گل در سرزمینی
جاکرده در دل مهر حبینی

کارم فتاده با شوخ چشمی
دارم نیازی با نازنینی

زد حاصلم برق ای خرمن حسن
رحمی بفرما بر خوشه چینی

ای ابر رحمت لب تشنگی چند
وی برق سرکش تاکی بکینی

بر آستان نی باری است باری
زان بوستان نی گل آستینی

عشقم در آفاق آوازه افکند
حسن چنان راست عشق چنینی

یارب چه باشد کز در درآید
پیک عنایت از پاک بینی

ای سالک ره از خود خبردار
بس رهزنت هست در هر کمینی

ساقی بفرما فکر خمارم
مشکل شود حل از خم نشینی

از زلف رویت آمد پدیدار
در چشم زاهد کفری و دینی

ابروی طاقت هرکس که دیدی
حسن آفرین را کرد آفرینی

در وادی عشق افتاد اسرار
نه خضر راهی نه هم قرینی
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۳ - دلا دیریست دور از دلستانی
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵ - خاک در تو ما را به ز آب زندگانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.