هوش مصنوعی: این متن عرفانی به رابطه‌ی انسان و خدا می‌پردازد و تأکید می‌کند که انسان تنها نمودی از هستی است و حقیقت نهایی، خداوند است. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از گمان و ظن دوری کند و به نور یقین بپیوندد. همچنین، او بیان می‌کند که انسان ترجمان اسماء الهی است و در نهایت، همه‌چیز در دریای وجود الهی فانی می‌شود.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۷۶ - مپند ار او نهان و تو عیانی

مپند ار او نهان و تو عیانی
تو در سبحات سبحانی نهانی

چو تو باشی نه برخورد اراز اوئی
چو او باشد تو کی اندر میانی

گمان بگذار و بر نور یقین پیچ
که بیشک او یقین و تو گمانی

توئی هستی نما و اوست هستی
سرابی او چو آب زندگانی

نه تنها معنی جسم است و صورت
بود معنی ارواح و معانی

هر آئینه ز حق اسمی نماید
تو اسما جملگی را ترجمانی

بیا آیینهها گم کن در اسماء
تو هم گم شو مهین اسمی بمانی

وزین پس نفی اسما و صفاتست
در این دریا همه گشتند فانی

نماند نی عبارت نی اشارات
نه اسراری بماند نی بیانی
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - نبود چو ماه روی تو تابنده اختری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.