هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناپایداری دنیا، بی‌ارزشی مقامات و ثروتمندان، و اهمیت تواضع و ایمان به خدا می‌پردازد. شاعر از زمانه‌ای شکایت می‌کند که ارزش واقعی انسان‌ها را نادیده می‌گیرد و تأکید می‌کند که تنها فضیلت‌های اخلاقی و معنوی پایدار هستند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۴۰ - دیدم بسی زمانه مردآزمای را

دیدم بسی زمانه مردآزمای را
سازنده نیست هیچ امیر و گدای را ۱

جز باد و دم ترنم این تنگنای نیست
چون غلغل تهی نفس تنگنای را ۲

چندین مکن دماغ به کافور و مشک، تر
بر عاریت شناس کف عطرسای را ۳

در خود مبین به کبر که از بهر عکس کار
اینها بس است بهره تن خودنمای را ۴

قرب مملوک نیست مگر دون و سفله را
اینجا مبین تو مردم والاگرای را ۵

جایی که جای بر سر شاهان مگس کند
نبود محل اوج پریدن همای را ۶

آنان که گفته اند طلاق عروس کون
کابین این عروس دهند این سرای را ۷

ای توسنی که همت عالی خطاب تست
بشکن به یک لگد فلک دیوپای را ۸

تاریکی زمانه چو روشن کند به مهر
صفوت چو نیست آدمی تیره رای را ۹

بی زادن بلا چو نباشد، چه ساختند
کشت سراب این فلک فتنه زای را ۱۰

روزی که می رود مشمر، خسروا، زعمر
الا همان قدر که پرستی خدای را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - جان بر لب است عاشق بخت آزمای را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.