هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر درد و رنج عاشقانه است که در آن شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عشق شکایت میکند. او از سوختن در آتش عشق و بیخبری معشوق از این رنجها میگوید و در نهایت، وجودش را به خاکستری تشبیه میکند که از آتش عشق باقی مانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۵ - بگذشت و نظر نکرد ما را
بگذشت و نظر نکرد ما را
بگذاشت ز صبر فرد ما را ۱
با این همه شاید ار بگوید
پروانه چو شمع سرد ما را! ۲
ما بی خبر از نظاره بودیم
جان رفت و خبر نکرد ما را ۳
گر دیده به خاک در نریزد
از دور بس است گرد ما را ۴
ای بی خبران که پند گویید
بهر دل یاوه گرد ما را ۵
دانند که نی به اختیار است
چشم تر و روی زرد ما را ۶
صد شربت عافیت شما را
یک چاشنیی ز درد ما را ۷
خاکستری از وجود ما ماند
بس کاتش عشق خورد ما را ۸
هر چند بسوخت خسرو از شوق
این شعله مباد سرد ما را ۹
بگذاشت ز صبر فرد ما را ۱
با این همه شاید ار بگوید
پروانه چو شمع سرد ما را! ۲
ما بی خبر از نظاره بودیم
جان رفت و خبر نکرد ما را ۳
گر دیده به خاک در نریزد
از دور بس است گرد ما را ۴
ای بی خبران که پند گویید
بهر دل یاوه گرد ما را ۵
دانند که نی به اختیار است
چشم تر و روی زرد ما را ۶
صد شربت عافیت شما را
یک چاشنیی ز درد ما را ۷
خاکستری از وجود ما ماند
بس کاتش عشق خورد ما را ۸
هر چند بسوخت خسرو از شوق
این شعله مباد سرد ما را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - الا دمعی سارعت والهوا
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - ای زلف چلیپای تو، غارتگر دینها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.