هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنج عقل میگوید و شراب را به عنوان راه نجات و کلید رهایی توصیف میکند. او به زیباییهای نهانی موسیقی و هنر اشاره دارد و جهان را در نظر اهل معرفت، مانند خواب و خیال میداند. عشق و بیقراری عاشق نیز از مضامین اصلی این شعر است. شاعر از وحدت و روزگار جوانی با می و معشوق یاد میکند و در پایان، از میان برداشتن من و ما را به عنوان راه رهایی از حجابها پیشنهاد میدهد.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند شراب و میپرستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، مضامین عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
غزل ۱۴ - ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
بنای عقل مگر گردد از شراب خراب
برو به کوی خرابات و میپرستی کن
که این کلید نجات است و آن طریق صواب
لطیفههای نهانی رسد به گوش دلم
ز صوت بربط و آهنگ چنگ و بانگ رباب
به یک تجلی حسن ازل ز بحر وجود
شد آشکار هزاران هزار شکل حباب
جهان و هرچه در او هست پیش اهل نظر
نظیر خواب و خیال است عکس ظل تراب
عجب مدار که شب تا به صبح بیدارم
عجب بود که در آید به چشم عاشق خواب
قرار و صبر ز عاشق مجو که نتواند
به حکم عقل محال است جمع آتش و آب
بیا و این من و ما را تو از میان بردار
که غیر این من و ما نیست در میانه حجاب
نبوده بی می و معشوق سالها وحدت
به دور لاله و گل روزگار عهد شباب
بنای عقل مگر گردد از شراب خراب
برو به کوی خرابات و میپرستی کن
که این کلید نجات است و آن طریق صواب
لطیفههای نهانی رسد به گوش دلم
ز صوت بربط و آهنگ چنگ و بانگ رباب
به یک تجلی حسن ازل ز بحر وجود
شد آشکار هزاران هزار شکل حباب
جهان و هرچه در او هست پیش اهل نظر
نظیر خواب و خیال است عکس ظل تراب
عجب مدار که شب تا به صبح بیدارم
عجب بود که در آید به چشم عاشق خواب
قرار و صبر ز عاشق مجو که نتواند
به حکم عقل محال است جمع آتش و آب
بیا و این من و ما را تو از میان بردار
که غیر این من و ما نیست در میانه حجاب
نبوده بی می و معشوق سالها وحدت
به دور لاله و گل روزگار عهد شباب
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳ - بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها
گوهر بعدی:غزل ۱۵ - عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.