هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که علیرغم کینهها و رنجشها، مهر معشوق از دلش بیرون نمیرود. همچنین، او از تأثیرات عشق بر زندگی خود و حالت پریشاناش میگوید و اشاره میکند که عشق و عقل با هم درگیری دیرینه دارند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند کینه و پریشانی حال نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۶۰ - مرا در سر هوای نازنینی ست
مرا در سر هوای نازنینی ست
کز او تاراج شد هر جا که دینی ست ۱
نخواهد رفت مهرش از دل من
اگر چه با منش هر لحظه کینی ست ۲
پریشان حالت است از یاد زلفش
به گیتی هر کجا خلوت نشینی ست ۳
هجوم جان مشتاقان بر آن لب
چو غوغای مگس بر انگبینی ست ۴
تنم چون خاک شد، رنجه مکن پای
ترا هم زیر پا آخر زمینی ست ۵
بهار من تویی، زانم چه سود است
که در عالم گلی یا یاسمینی ست ۶
دل از پیشت سلامت چون توان برد
که در هر گوشه چشمت کمینی ست ۷
مجو آخر تو هشیاری ز خسرو
که عشق و عقل را دیرینه کینی ست ۸
کز او تاراج شد هر جا که دینی ست ۱
نخواهد رفت مهرش از دل من
اگر چه با منش هر لحظه کینی ست ۲
پریشان حالت است از یاد زلفش
به گیتی هر کجا خلوت نشینی ست ۳
هجوم جان مشتاقان بر آن لب
چو غوغای مگس بر انگبینی ست ۴
تنم چون خاک شد، رنجه مکن پای
ترا هم زیر پا آخر زمینی ست ۵
بهار من تویی، زانم چه سود است
که در عالم گلی یا یاسمینی ست ۶
دل از پیشت سلامت چون توان برد
که در هر گوشه چشمت کمینی ست ۷
مجو آخر تو هشیاری ز خسرو
که عشق و عقل را دیرینه کینی ست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - مرا از روی خوبان، قبله پیش است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - نگارا، روز عیش و شادمانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.