هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و بیوفایی معشوق میگوید. او بیان میکند که نه در فراق معشوق آرامش دارد و نه در عشق او از خود خبر. با وجود زخمهای عشق، هنوز خیال معشوق در نظرش حاضر است. شاعر معشوق را بینظیر میداند و امید به دیدار دوباره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۶۴ - نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
ولیکن بی وفایی این قدر هست ۱
نه در هجر توام خواب و قرار است
نه در عشق توام از خود خبر هست ۲
ازان ناوک که از چشم تو بر من
هنوزم زخم پیکان در جگر هست ۳
دمی غایب نه ای از پیش چشمم
اگر دوری، خیالت در نظر هست ۴
سبک باشد سر خالی ز سودا
من و سودای جانان تا که سر هست ۵
نپندارم که در گلذار فردوس
ز رخسارت گلی پاکیزه تر هست ۶
تعالی الله قباپوشی که او را
کمر بر موی و مویی تا کمر هست ۷
تمنای دلم کردی و دادم
بفرما، گر تمنای دگر هست ۸
شب هجران دراز است ارچه خسرو
مشو غمگین که امید سحر هست ۹
ولیکن بی وفایی این قدر هست ۱
نه در هجر توام خواب و قرار است
نه در عشق توام از خود خبر هست ۲
ازان ناوک که از چشم تو بر من
هنوزم زخم پیکان در جگر هست ۳
دمی غایب نه ای از پیش چشمم
اگر دوری، خیالت در نظر هست ۴
سبک باشد سر خالی ز سودا
من و سودای جانان تا که سر هست ۵
نپندارم که در گلذار فردوس
ز رخسارت گلی پاکیزه تر هست ۶
تعالی الله قباپوشی که او را
کمر بر موی و مویی تا کمر هست ۷
تمنای دلم کردی و دادم
بفرما، گر تمنای دگر هست ۸
شب هجران دراز است ارچه خسرو
مشو غمگین که امید سحر هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - بیا ساقی که ایام بهار است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - دلم زو شب حدیث ناز می گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.