خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق و دلدادگی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و نبود معشوق شکایت میکند و بیان میکند که حتی در مکانهای مقدس نیز آرامش ندارد. او از غمزههای بیرحم معشوق و دل شکسته خود میگوید و اشاره میکند که عشق حقیقی فراتر از بوی خوش و ظواهر است. همچنین، شاعر به رهایی دل از بندهای دنیوی و تسلیم شدن در برابر فتنهها و بلاها اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۵ - شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
و اندیشه تو در دل برنا و پیر نیست ۱
صد سر فدای پای تو باد، ار چه در حرم
تو می روی و خون کست پایگیر نیست ۲
بی رحم وار چند زنی غمزه بر دلم
وه کاین دل است آخر و آماج تیر نیست ۳
عطار، گو ببند کان را که من ز دوست
بویی شنیده ام که به مشک و عبیر نیست ۴
ای آنکه کوشش از پی سامان من کنی
بگذار کاین خرابه عمارت پذیر نیست ۵
زلف بتان به گردن شیران نهد کمند
آزاد آن دلی که بدین بند اسیر نیست ۶
در فتنه و بلا چه کند، گر نه اوفتد
خسرو کش از نظاره خوبان گزیر نیست ۷
و اندیشه تو در دل برنا و پیر نیست ۱
صد سر فدای پای تو باد، ار چه در حرم
تو می روی و خون کست پایگیر نیست ۲
بی رحم وار چند زنی غمزه بر دلم
وه کاین دل است آخر و آماج تیر نیست ۳
عطار، گو ببند کان را که من ز دوست
بویی شنیده ام که به مشک و عبیر نیست ۴
ای آنکه کوشش از پی سامان من کنی
بگذار کاین خرابه عمارت پذیر نیست ۵
زلف بتان به گردن شیران نهد کمند
آزاد آن دلی که بدین بند اسیر نیست ۶
در فتنه و بلا چه کند، گر نه اوفتد
خسرو کش از نظاره خوبان گزیر نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.