هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که درد و رنج عشق نافرجام را بیان میکند. شاعر از عشق بیوفا، دلشکستگی و اشکهایش میگوید و با تصاویری مانند خون دل، باران اشک و ویرانهها، احساسات خود را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به داستان یوسف و زندان دارد که نماد عشق و رنج است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲۳ - مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آید
مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آید
چه پنداری شراب عاشقی آسان فرود آید؟ ۱
دل و عقل، آنگهی عشق، این کجا باشد روا آخر؟
که مرغ کعبه در بت خانه ویران فرود آید ۲
سحرگه خشک دیدی ز آه من، ای مرغ بستانها
شبانگه باش تا از چشم من باران فرود آید ۳
مرا گویند دل گرد آر، من بسیار بسی خواهم
که از دل یک دم آن بدعهد بی فرمان فرود آید ۴
عنانگیری نکرد آن بیوفا یک ره مرا روزی
که در ویرانه بیچارگان مهمان فرود آید ۵
چو حد حسن خود بشناخت، قانع شو ز دور، ای دل
که آن یوسف نمانده ست آنک در زندان فرود آید ۶
گهی جولان او در جان، گهی میدان او در دل
غلام آن سوارم من که اندر جان فرود آید ۷
نمی یابم چو خار پاش، باری باشمش در ره
مگر بر فرق من گردی ازان جولان فرود آید ۸
نمک بارد به هر سو کان جگر گوشه رود، وانگه
همه بر جان سوزان و دل بریان فرود آید ۹
بدینسان کز بلندی گفت خسرو رفت بر گردون
چه باشد یک سخن گر در دل جانان فرود آید ۱۰
چه پنداری شراب عاشقی آسان فرود آید؟ ۱
دل و عقل، آنگهی عشق، این کجا باشد روا آخر؟
که مرغ کعبه در بت خانه ویران فرود آید ۲
سحرگه خشک دیدی ز آه من، ای مرغ بستانها
شبانگه باش تا از چشم من باران فرود آید ۳
مرا گویند دل گرد آر، من بسیار بسی خواهم
که از دل یک دم آن بدعهد بی فرمان فرود آید ۴
عنانگیری نکرد آن بیوفا یک ره مرا روزی
که در ویرانه بیچارگان مهمان فرود آید ۵
چو حد حسن خود بشناخت، قانع شو ز دور، ای دل
که آن یوسف نمانده ست آنک در زندان فرود آید ۶
گهی جولان او در جان، گهی میدان او در دل
غلام آن سوارم من که اندر جان فرود آید ۷
نمی یابم چو خار پاش، باری باشمش در ره
مگر بر فرق من گردی ازان جولان فرود آید ۸
نمک بارد به هر سو کان جگر گوشه رود، وانگه
همه بر جان سوزان و دل بریان فرود آید ۹
بدینسان کز بلندی گفت خسرو رفت بر گردون
چه باشد یک سخن گر در دل جانان فرود آید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - سحرگاهان که باد از سوی گل عنبرفشان آید
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - که می آید چنین، یارب، مگر مه بر زمین آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.