هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او از بوسیدن لبهای معشوق، حضور در کنار او و فداکاری برایش صحبت میکند. همچنین، شاعر از درد فراق و ضعف خود در برابر عشق میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و درد فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۳۵ - ترا از وجه دل بردن ورای حسن آن باشد
ترا از وجه دل بردن ورای حسن آن باشد
که دیگر خوبرویان را ندانم آن چنان باشد ۱
لبانت آن چنان بوسم که جانم بر لبان آید
کنارت آن زمان گیرم که عمرم در میان باشد ۲
تو خود کی بر سرم آیی و این دولت دهد دستم
نثار خاک پایت را کمینه تحفه جان باشد ۳
بیفشان جرعه ای، ساقی، که آیی بر سرم روزی
که خشت قالبم خاک سر کوی مغان باشد ۴
خیال قد و رویش را درون دیده جا کردم
که جای سرو و گل آن به که در آب روان باشد ۵
ز حال زار بیماران و زلف شام شبگیرش
کسی داند که چون خسرو ضعیف و ناتوان باشد ۶
که دیگر خوبرویان را ندانم آن چنان باشد ۱
لبانت آن چنان بوسم که جانم بر لبان آید
کنارت آن زمان گیرم که عمرم در میان باشد ۲
تو خود کی بر سرم آیی و این دولت دهد دستم
نثار خاک پایت را کمینه تحفه جان باشد ۳
بیفشان جرعه ای، ساقی، که آیی بر سرم روزی
که خشت قالبم خاک سر کوی مغان باشد ۴
خیال قد و رویش را درون دیده جا کردم
که جای سرو و گل آن به که در آب روان باشد ۵
ز حال زار بیماران و زلف شام شبگیرش
کسی داند که چون خسرو ضعیف و ناتوان باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - کسی را کاین چنین زلف و بناگوش آن چنان باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.