هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌باختگی به معشوق سخن می‌گوید و رنج‌های ناشی از هجران و عشق را توصیف می‌کند. او از بی‌تابی و بی‌قراری خود در فراق معشوق می‌نالد و زندگی بدون او را بی‌معنا می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۴۳۶ - مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد

مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد
محال است این که جانم با صبوری آشنا باشد ۱

نخواهد مرده کس خود را، ولی من زین خوشم، زیرا
ز جان خویش در رنجم که پهلویت چرا باشد ۲

نپنداری ز بهرش رنجها دیده ست این دیده
حقش بگذارم، ار یک شب ترا در زیر پا باشد ۳

صبا گو بویت آرد تا زید بیچاره مسکینی
که او را زندگی زینگونه بر باد هوا باشد ۴

ز هجرش بس که در خود گم شدم، آگاهیم نبود
که هر شب من کجا و او کجا و دل کجا باشد ۵

گرفتاری من در گیسوی جانان کسی داند
که در دام بلایی همچو خسرو مبتلا باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۵ - ترا از وجه دل بردن ورای حسن آن باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۷ - مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.