هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر عمیق او بر جان و دل خود سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، فتنه، و رنجهای عاشقانه اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۴۶ - به ملک فتنه تا زلفش علم شد
به ملک فتنه تا زلفش علم شد
ز جانها عارض او را حشم شد ۱
فرشته گر گناهی می نوشتی
رخت چون دید مرفوع القلم شد ۲
ز خاموشی بخواهی کشت ما را
دو لعلت بهر جان ما بهم شد ۳
نشین یکدم که یابد نیم عمری
گرفتاری که عمر او دو دم شد ۴
نمی دیدی به من، ار ننگ دیدی
مرنج ار زین قدر قدر تو کم شد ۵
کسی بدروزی خسرو شناسد
که او درمانده شبهای غم شد ۶
ز جانها عارض او را حشم شد ۱
فرشته گر گناهی می نوشتی
رخت چون دید مرفوع القلم شد ۲
ز خاموشی بخواهی کشت ما را
دو لعلت بهر جان ما بهم شد ۳
نشین یکدم که یابد نیم عمری
گرفتاری که عمر او دو دم شد ۴
نمی دیدی به من، ار ننگ دیدی
مرنج ار زین قدر قدر تو کم شد ۵
کسی بدروزی خسرو شناسد
که او درمانده شبهای غم شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۵ - چو ماه روزه از اوج سما شد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۷ - دل عاشق چرا شیدا نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.