هوش مصنوعی:
این متن شعری است که احساسات عمیق انسانی مانند غم، تنهایی، عشق و امید را بیان میکند. شاعر از دوری از عزیزان و اندوه ناشی از آن مینالد، اما در عین حال به امید روزهای بهتر و حضور دوباره عشق در زندگی اشاره میکند. همچنین، شاعر به رابطهی پیچیدهی بین دل و زبان و همچنین مفهوم فداکاری در عشق میپردازد.
رده سنی:
16+
متن از مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی برخوردار است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و اندوه عمیق ممکن است برای گروههای سنی پایین تر سنگین باشد.
شماره ۵۷۲ - گهیت از آشنایان یاد ناید
گهیت از آشنایان یاد ناید
چنین بیگانه بودن هم نشاید ۱
که داد آن بخت خوش روزی که ما را
ز در همچون تو خورشیدی در آید ۲
شبم کابستن است از قید اندوه
نپندازم کزو صبحی برآید ۳
مخوان در بوستان و باغم، ای دوست
که آنجا هم دلم کم می گشاید ۴
زبانی می دهم دل را، ولیکن
نهد بر جان ز دیده چند باید ۵
مرا گفتی که جان می باید از تو
من بیچاره را دیگر چه باید ۶
سر آن ناز بازی کردم، ای باد
که مرگ من ترا بازی نماید ۷
رهی بنما که نتوان زیست بی تو
ولیکن خویش را می آزماید ۸
نگیرد جز گرفتاران دل را
غزلهایی که خسرو می سراید ۹
چنین بیگانه بودن هم نشاید ۱
که داد آن بخت خوش روزی که ما را
ز در همچون تو خورشیدی در آید ۲
شبم کابستن است از قید اندوه
نپندازم کزو صبحی برآید ۳
مخوان در بوستان و باغم، ای دوست
که آنجا هم دلم کم می گشاید ۴
زبانی می دهم دل را، ولیکن
نهد بر جان ز دیده چند باید ۵
مرا گفتی که جان می باید از تو
من بیچاره را دیگر چه باید ۶
سر آن ناز بازی کردم، ای باد
که مرگ من ترا بازی نماید ۷
رهی بنما که نتوان زیست بی تو
ولیکن خویش را می آزماید ۸
نگیرد جز گرفتاران دل را
غزلهایی که خسرو می سراید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۱ - سر زلف تو یاری را نشاید
گوهر بعدی:شماره ۵۷۳ - ببین تا دیده چند افسون نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.