هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، توصیفی زیبا و پراحساس از معشوق و ویژگیهای جذاب او مانند چشمان نافذ، زلف سیاه و روی نورانی است. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند و از تأثیر عمیق او بر خود میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب میباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۶۳۵ - چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود
چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود
وز تکبر غمزه شوخش عتاب آورده بود ۱
تاب زلفش برده بود از چهره شب تیرگی
وز فروغ مهر رویش ماهتاب آورده بود ۲
صبح صادق از سر اخلاص بر رویش دمید
هر دعایی را که از حق مستجاب آورده بود ۳
شد گریزان از خیال روی او مهر از هلال
دوش دیدم بی گهان پا در رکاب آورده بود ۴
در درون دیده دارم روشنایی را به خواب
چون خیال روی او در دیده خواب آورده بود ۵
تا به گوش او رساند چشم دریابار من
هر دو صحن دیده پر در خوشاب آورده بود ۶
نام خسرو شهره ایام شد، کز بهر عام
همچو دولت رو در آن عالی جناب آورده بود ۷
وز تکبر غمزه شوخش عتاب آورده بود ۱
تاب زلفش برده بود از چهره شب تیرگی
وز فروغ مهر رویش ماهتاب آورده بود ۲
صبح صادق از سر اخلاص بر رویش دمید
هر دعایی را که از حق مستجاب آورده بود ۳
شد گریزان از خیال روی او مهر از هلال
دوش دیدم بی گهان پا در رکاب آورده بود ۴
در درون دیده دارم روشنایی را به خواب
چون خیال روی او در دیده خواب آورده بود ۵
تا به گوش او رساند چشم دریابار من
هر دو صحن دیده پر در خوشاب آورده بود ۶
نام خسرو شهره ایام شد، کز بهر عام
همچو دولت رو در آن عالی جناب آورده بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۴ - تا جهان بود، از جهان هرگز دلم خرم نبود
گوهر بعدی:شماره ۶۳۶ - شب رسید آن شمع کو عمری درون سینه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.