هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رندی سخن میگوید، از عشق به یار جوان و زیبا، از تحمل رنج و درد عشق، و از امید به لطف و توجه معشوق. او همچنین از نوشیدن شراب در کنار یار و تسلیم شدن در برابر عشق میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و اشاره به شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۶۳۸ - باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید
باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید
روز پیری جام با یار جوان خواهم کشید ۱
تیر غمزه ترک چشمش از کمان ابروان
سوی سینه گر گشاید، من به جان خواهم کشید ۲
پیشکش آرند هر یک سیم و زر در پیش او
من دل پر خون و جان ناتوان خواهم کشید ۳
بگذر، ای ناصح، ز من امروز بگذارم که باز
جامی می بر روی یار مهربان خواهم کشید ۴
گر مددگاری رسد از اخترا مسعود من
امشب از لعل لبش راح روان خواهم کشید ۵
سوی خسرو التفاتی گر نماید آن سوار
زیر پایش سر چو خاک آستان خواهم کشید ۶
روز پیری جام با یار جوان خواهم کشید ۱
تیر غمزه ترک چشمش از کمان ابروان
سوی سینه گر گشاید، من به جان خواهم کشید ۲
پیشکش آرند هر یک سیم و زر در پیش او
من دل پر خون و جان ناتوان خواهم کشید ۳
بگذر، ای ناصح، ز من امروز بگذارم که باز
جامی می بر روی یار مهربان خواهم کشید ۴
گر مددگاری رسد از اخترا مسعود من
امشب از لعل لبش راح روان خواهم کشید ۵
سوی خسرو التفاتی گر نماید آن سوار
زیر پایش سر چو خاک آستان خواهم کشید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۷ - من ز جانان گر چه صد اندوه جان خواهم کشید
گوهر بعدی:شماره ۶۳۹ - صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.