این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از فراق معشوق و رنجهای عشق سخن میگوید. او از سوختن در آتش دل، حسادت دیگران، و نمایش عشق خود مانند داستانهای معروف مانند لیلی و مجنون یا خسرو و شیرین یاد میکند. شاعر تأکید میکند که عشق و دیوانگیاش افسانه نیست، بلکه واقعیتی است که باید شنیده شود. همچنین، اشارهای به قدرت عشق دارد که حتی پادشاهی مانند خسرو را به زانو درمیآورد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند حسادت، رنج عشق، و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۶۰ - ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود
کز فراقت سوختم بر آتش دل همچو عود ۱
پیش روی خود مرا بنشان بر آتش چون سپند
تا بسوزم خویشتن را کوری چشم حسود ۲
ای که بردی آبروی من ز آه دل بترس
چون مرا در جان زدی آتش، مشو غافل زدود ۳
صورت جان بی حجاب آن روز دیدم ذره وار
کافتاب روی او از روزن دل رو نمود ۴
قصه ما با تو از لیلی و مجنون در گذشت
خسرو و شیرین چه باشد، وامق و عذرا چه بود ۵
عاشقی و رندی و دیوانگی، در شخص ما
قصه و افسانه نبود راستی باید شنود ۶
عشق ازان بالاتر است آری که خسرو را به زور
گاه پیری سر برد پیش جوانان در سجود ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.