هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به دیدار معشوق است. شاعر با زبانی پراحساس، از عشق، انتظار و فداکاری سخن میگوید و از معشوق میخواهد که قبل از نابودی کاملش به دیدارش بیاید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند قمار عشق، تقدیر و نوشیدن میبه عنوان نمادهای عرفانی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'قمار' و 'می' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۶۹۴ - خبرم شده ست کامشب سر یار خواهی آمد
خبرم شده ست کامشب سر یار خواهی آمد
سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد ۱
به لب آمده ست جانم، تو بیا که زنده مانم
پس ازان که من نمانم، به چه کار خواهی آمد؟ ۲
غم و غصه فراقت بکشم چنان که دانم
اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد ۳
دل و جان ببرد چشمت به دو کعبتین و زین پس
دو جهانت داد اگر تو به قمار خواهی آمد ۴
منم و دلی و آهی ره تو درون این دل
مرو ایمن اندرین ره که فگار خواهی آمد ۵
رخ خود بپوش، اگر نه رقم منجمان را
ز حساب هشتم اختر به شمار خواهی آمد ۶
می تست خون خلقی و همی خوری دمادم
مخور این قدح که فردا به خمار خواهی آمد ۷
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد ۸
به یک آمدن ببردی دل و جان صد چو خسرو
که زید اگر بدینسان دو سه بار خواهی آمد ۹
سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد ۱
به لب آمده ست جانم، تو بیا که زنده مانم
پس ازان که من نمانم، به چه کار خواهی آمد؟ ۲
غم و غصه فراقت بکشم چنان که دانم
اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد ۳
دل و جان ببرد چشمت به دو کعبتین و زین پس
دو جهانت داد اگر تو به قمار خواهی آمد ۴
منم و دلی و آهی ره تو درون این دل
مرو ایمن اندرین ره که فگار خواهی آمد ۵
رخ خود بپوش، اگر نه رقم منجمان را
ز حساب هشتم اختر به شمار خواهی آمد ۶
می تست خون خلقی و همی خوری دمادم
مخور این قدح که فردا به خمار خواهی آمد ۷
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد ۸
به یک آمدن ببردی دل و جان صد چو خسرو
که زید اگر بدینسان دو سه بار خواهی آمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۳ - برهم بماند دیده، کس ازان سوار نامد
گوهر بعدی:شماره ۶۹۵ - گذرد مهی و یک شب به منت گذر نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.