خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و حسادت سخن میگوید و از رنجهای عشق و پیامدهای آن مینالد. او به زیبایی معشوق و دشواریهای راه عشق اشاره میکند و از طعنههای عشق و دلشدگی میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند حسادت و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۴۱ - گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمد
گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمد
حاسدم را ز حسد روز پسین پیش آمد ۱
آنکه در خاطر من غیر ترا داشت گمان
شرم بادش ز خود آن دم که یقین پیش آمد ۲
در خم تست و سر زلف تو، ار جان طلبند
زیر هر سلسله چاه کمین پیش آید ۳
طلب روی تو کردم، شب زلف آمد پیش
آفت کفر، بلی، در ره دین پیش آید ۴
طعنه زد عشق تو بر دل که مرو از این راه
این مثل را که ازان بگذری این پیش آمد ۵
حاسدم را ز حسد روز پسین پیش آمد ۱
آنکه در خاطر من غیر ترا داشت گمان
شرم بادش ز خود آن دم که یقین پیش آمد ۲
در خم تست و سر زلف تو، ار جان طلبند
زیر هر سلسله چاه کمین پیش آید ۳
طلب روی تو کردم، شب زلف آمد پیش
آفت کفر، بلی، در ره دین پیش آید ۴
طعنه زد عشق تو بر دل که مرو از این راه
این مثل را که ازان بگذری این پیش آمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۰ - باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمد
گوهر بعدی:شماره ۷۴۲ - دانم، ای دوست که در خانه شرابت باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.