هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از درد عشق، فراق و جور معشوق سخن میگوید. او از ناشکیبایی دل، یادآوری معشوق، امید به وصال و رنجهای عشق میسراید. همچنین، اشاراتی به زیبایی معشوق، ناامیدی از سلامت دل و تمایل به وفاداری دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی مفاهیم پیچیده عرفانی یا غمانگیز هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۷۵۸ - نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند
نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند
گل هم آخر قدری پیش گیا بنشیند ۱
جان من یاد کن آن را که به بوی چو تویی
همه شب بر گذر باد صبا بنشیند ۲
کشی از غمزه، چه امید سلامت باشد
اندر آن سینه که آن تیر بلا بنشیند؟ ۳
از تو صد درد نهان دارم و بیرون ندهم
تا همان درد تو بر جای دوا بنشیند ۴
ملک خوبیت فزون باد به عهدت، گر چه
فتنه یکدم نتواند که ز پا بنشیند ۵
آب شد خون دلم، شانه کن آن زلف آخر
مگر آن موی پریشان تو جا بنشیند ۶
تا بود باد جوانی به سر گلرویان
آتش سینه عاشق ز کجا بنشیند؟ ۷
خاک شد در ره تو دیده و آن بخت نبود
که ز ره گرد تو بر سینه ما بنشیند ۸
جور می کن که سر از کوی وفا نتوان تافت
گر چه بر خسرو صد پاره جفا بنشیند ۹
گل هم آخر قدری پیش گیا بنشیند ۱
جان من یاد کن آن را که به بوی چو تویی
همه شب بر گذر باد صبا بنشیند ۲
کشی از غمزه، چه امید سلامت باشد
اندر آن سینه که آن تیر بلا بنشیند؟ ۳
از تو صد درد نهان دارم و بیرون ندهم
تا همان درد تو بر جای دوا بنشیند ۴
ملک خوبیت فزون باد به عهدت، گر چه
فتنه یکدم نتواند که ز پا بنشیند ۵
آب شد خون دلم، شانه کن آن زلف آخر
مگر آن موی پریشان تو جا بنشیند ۶
تا بود باد جوانی به سر گلرویان
آتش سینه عاشق ز کجا بنشیند؟ ۷
خاک شد در ره تو دیده و آن بخت نبود
که ز ره گرد تو بر سینه ما بنشیند ۸
جور می کن که سر از کوی وفا نتوان تافت
گر چه بر خسرو صد پاره جفا بنشیند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۷ - من به یار خود و اغیار به خود می پیچد
گوهر بعدی:شماره ۷۵۹ - اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.