خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر شاعر را توصیف میکند. شاعر از زیبایی چهره، لبها، موها و چشمهای معشوق سخن میگوید و احساسات خود را بیان میکند. همچنین، از عناصر طبیعت مانند غنچه و آینه برای توصیف معشوق استفاده میشود. در پایان، شاعر به ثناگویی و ستایش معشوق میپردازد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۷۸ - روی خوبت آفت جانی نمود
روی خوبت آفت جانی نمود
دیده را صد گونه حیرانی نمود ۱
غنچه کوچک دهن پیش لبت
چون که رو بگشاد زندانی نمود ۲
چشم او بنمود زلفت را به من
مست بد ناگه پریشانی نمود ۳
کافران را بر دل من دل بسوخت
بس که چشمت نامسلمانی نمود ۴
لعل تو انگشتری خط را سپرد
دیو را ملک سلیمانی نمود ۵
آینه بودی و زنگارت گرفت
روی کس را بیش نتوانی نمود ۶
خواستم دی از لبت بوسی، لبت
خنده ای بنمود و پنهانی نمود ۷
دید خسرو کاین سخن نزدیک نیست
روز بنشست و ثناخوانی نمود ۸
دیده را صد گونه حیرانی نمود ۱
غنچه کوچک دهن پیش لبت
چون که رو بگشاد زندانی نمود ۲
چشم او بنمود زلفت را به من
مست بد ناگه پریشانی نمود ۳
کافران را بر دل من دل بسوخت
بس که چشمت نامسلمانی نمود ۴
لعل تو انگشتری خط را سپرد
دیو را ملک سلیمانی نمود ۵
آینه بودی و زنگارت گرفت
روی کس را بیش نتوانی نمود ۶
خواستم دی از لبت بوسی، لبت
خنده ای بنمود و پنهانی نمود ۷
دید خسرو کاین سخن نزدیک نیست
روز بنشست و ثناخوانی نمود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۷ - باز زهره مطربی آغاز کرد
گوهر بعدی:شماره ۷۷۹ - صبح چون از روی مشرق رو نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.