هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به بیان تضاد بین زهد و عشق، عقل و جنون، و دین و بتپرستی میپردازد. شاعر از تسلیم شدن دل و عقل در برابر عشق و مستی سخن میگوید و تأکید میکند که عشق، فراتر از محدودیتهای دنیوی و دینی است. ابیات پایانی نیز به قدرت ویرانگر عشق و تأثیر آن بر جان و دل انسان اشاره دارند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند مستی و بتپرستی نیاز به تفسیر دارند و مناسب سنین بالاتر هستند.
شماره ۷۹۹ - زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
دین قلندر گرفت، خانه یغما نهاد ۱
دل که به تسبیح داشت در خم زنار بست
سر که به محراب بود پیش چلیپا نهاد ۲
گفت صنم، «زان ماست، هر که همه تر کند»
داشت کهن خرقه ای، در خم صهبا نهاد ۳
پایه آن آفتاب هست بغایت بلند
کس نرسیدش جز آنک بر دو جهان پا نهاد ۴
محو خرد کرد عشق، در طلب جان نشست
دست چراغم بکشت، دست به یغما نهاد ۵
ذوق می لعل گون پیر خرد در نیافت
لذت طفلانش نام پسته و خرما نهاد ۶
راند به دلها سمند، نعل در آتش فگند
تافته چون برکشید، بر جگر ما نهاد ۷
کرد تقاضای جان، دید کباب جگر
پیش سگان درش مزد کف پا نهاد ۸
سیل غمش در رسید، آب ز سر در گذشت
صبر و خرد حمله کرد، رخت به صحرا نهاد ۹
سر ز درش برده بود خسرو مسکین که عشق
موی کشانش ببرد، باز همان جا نهاد ۱۰
دین قلندر گرفت، خانه یغما نهاد ۱
دل که به تسبیح داشت در خم زنار بست
سر که به محراب بود پیش چلیپا نهاد ۲
گفت صنم، «زان ماست، هر که همه تر کند»
داشت کهن خرقه ای، در خم صهبا نهاد ۳
پایه آن آفتاب هست بغایت بلند
کس نرسیدش جز آنک بر دو جهان پا نهاد ۴
محو خرد کرد عشق، در طلب جان نشست
دست چراغم بکشت، دست به یغما نهاد ۵
ذوق می لعل گون پیر خرد در نیافت
لذت طفلانش نام پسته و خرما نهاد ۶
راند به دلها سمند، نعل در آتش فگند
تافته چون برکشید، بر جگر ما نهاد ۷
کرد تقاضای جان، دید کباب جگر
پیش سگان درش مزد کف پا نهاد ۸
سیل غمش در رسید، آب ز سر در گذشت
صبر و خرد حمله کرد، رخت به صحرا نهاد ۹
سر ز درش برده بود خسرو مسکین که عشق
موی کشانش ببرد، باز همان جا نهاد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۸ - گر سخن زان لب چون نوش شود
گوهر بعدی:شماره ۸۰۰ - یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.