هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و دل‌باختگی شاعر به معشوق است. در آن از مفاهیمی مانند عشق زمینی و آسمانی، رنج عاشق، وصف معشوق، و برخی مضامین عرفانی مانند فنا در معشوق استفاده شده است. همچنین، اشاراتی به مسائل فلسفی و اخلاقی مانند پذیرش سرنوشت و تسلیم در برابر عشق وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیم مانند مرگ و تسلیم در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۷۹ - ترکی و خوبروی، کسی کاینچنین بود

ترکی و خوبروی، کسی کاینچنین بود
نبود عجب گر دل او آهنین بود ۱

ماییم و خوابهای پریشان تمام شب
خوش وقت آنکه با چو تویی همنشین بود ۲

تیغم نه بر قفا، به گلو زن که گاه مرگ
رویم به سوی تو، نه به روی زمین بود ۳

پیرایه گلو بود از دست دوست تیغ
وان خون کزو چکد علم آستین بود ۴

گر بنده کشتنیست مشو رویش، ای رقیب
چون خواب صبح در سر آن نازنین بود ۵

ای مست ناز، جرعه خود را به روی خاک
مفگن که پای لغز بزرگان دین بود ۶

ساقی، مرنج از من و رسواییم، از آنک
دیوانه را شراب دهی هم چنین بود ۷

زنارم، ای رفیق، خود این دم گسسته گیر
گر بت همین بت است نهایت همین بود ۸

فریاد عاشقان همه شب گرد کوی تو
چون بانگ مؤذنان که به پاس پسین بود ۹

شد جان صد هزار چو من در سر لبت
آری، بلای مور و مگس انگبین بود ۱۰

یارب، چگونه خواب کند آنکه، خسروا
هر شب هزار یاربش اندر کمین بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۷۸ - یاری کس از کرشمه و خوبی نشان بود
گوهر بعدی:شماره ۸۸۰ - مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.