هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق، عشق و امید به تغییر تقدیر سخن میگوید. او از دلبستگیهایش، رنجهای عشق و امید به بهبودی شرایط مینویسد و با استفاده از استعارههایی مانند شمع، سرو و کوه، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۳۵ - اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
وگر مراد نبخشی که از تو بستاند؟ ۱
به دست تست دلم حال او تو می دانی
که حال آتش سوزنده شمع می داند ۲
برفت آنکه بلای دل است و افت جان
مگر خدای تعالی بلا بگرداند ۳
چه اوفتاد که آن سرو راستین برخاست؟
خیر برید به دهقان که سرو بنشاند ۴
چراغ مجلس روحانیان فرو میرد
گر او به جلوه شبی آستین برافشاند ۵
تحیتی که فرستاده شد بدان حضرت
گر این مقوله نخواند، درو فرو ماند ۶
سرشک دیده خسرو چنین که می بینم
اگر به کوه رسد، کوه را بغلتاند ۷
وگر مراد نبخشی که از تو بستاند؟ ۱
به دست تست دلم حال او تو می دانی
که حال آتش سوزنده شمع می داند ۲
برفت آنکه بلای دل است و افت جان
مگر خدای تعالی بلا بگرداند ۳
چه اوفتاد که آن سرو راستین برخاست؟
خیر برید به دهقان که سرو بنشاند ۴
چراغ مجلس روحانیان فرو میرد
گر او به جلوه شبی آستین برافشاند ۵
تحیتی که فرستاده شد بدان حضرت
گر این مقوله نخواند، درو فرو ماند ۶
سرشک دیده خسرو چنین که می بینم
اگر به کوه رسد، کوه را بغلتاند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۴ - نسیم زلف تو دل را درون بجنباند
گوهر بعدی:شماره ۹۳۶ - کسی که بوی تواش در دماغ می افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.