هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان درد عشق و مستی معنوی میپردازد. شاعر از عشق به معشوق، رهایی از تظاهر به پارسایی، و پذیرش درد عشق سخن میگوید. او عاشقان را از توبه دور میداند و غم عشق را شیرین توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و دوزخ ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
شماره ۹۶۴ - تا ترا جسم و جان شکار بود
تا ترا جسم و جان شکار بود
هر که را دل بود، فگار بود ۱
کشت خال لب توام، آری
مگس شهد زهردار بود ۲
هر کسی کز لب تو می نوشد
تا زید هم در آن خمار بود ۳
آن زمانی که سوی تست دو چشم
این دوا کاشکی دوچار بود ۴
هر که در کوی شاهدان می خورد
پیش ما مسجدش چه کار بود؟ ۵
پارسایی که چون جوانانست
در نمازش کجا قرار بود؟ ۶
مست اگر دوزخیست، گو می باش
عاشقان را ز توبه عار بود ۷
غم مرا سوخت، ور چه شرح دهم
بی غمان را کی استوار بود؟ ۸
گریه ام خوش نیایدت، آری
شربت درد خوشگوار بود ۹
در دلم با چنین روارو غم
خرمی را چگونه بار بود ۱۰
پای تو زین پس و سر خسرو
عمر باید که پایدار بود ۱۱
هر که را دل بود، فگار بود ۱
کشت خال لب توام، آری
مگس شهد زهردار بود ۲
هر کسی کز لب تو می نوشد
تا زید هم در آن خمار بود ۳
آن زمانی که سوی تست دو چشم
این دوا کاشکی دوچار بود ۴
هر که در کوی شاهدان می خورد
پیش ما مسجدش چه کار بود؟ ۵
پارسایی که چون جوانانست
در نمازش کجا قرار بود؟ ۶
مست اگر دوزخیست، گو می باش
عاشقان را ز توبه عار بود ۷
غم مرا سوخت، ور چه شرح دهم
بی غمان را کی استوار بود؟ ۸
گریه ام خوش نیایدت، آری
شربت درد خوشگوار بود ۹
در دلم با چنین روارو غم
خرمی را چگونه بار بود ۱۰
پای تو زین پس و سر خسرو
عمر باید که پایدار بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۳ - جان سرانگشت آن نگارین دید
گوهر بعدی:شماره ۹۶۵ - پیش روی تو یاسمین که بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.