هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و درد فراق را بیان میکند. او امیدوار است که معشوق به او برسد و دردش را درمان کند. شاعر معشوق را بلایی شیرین توصیف میکند و آرزو میکند که این بلا به او برسد. او همچنین از جفاهای معشوق شکایت دارد و میترسد که این جفاها به دیگران نیز برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در شعر نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۰۶۱ - شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد
شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد
بود امید که بر درد ما دوا برسد ۱
چه گویمش که بلایی ست او به نیکویی
چنان بلای دل، ای کاشکی به ما برسد ۲
رود کرشمه کنان در ره و هزار چو من
بمرده باشد هر سو، به خانه تا برسد ۳
عمامه کج نهد و بس که پیچ پیچ کند
به هر دل از خم او پیچشی جدا برسد ۴
ز بهر خوبان گویند «جان خود بفروش »
هزار بار فروشم، اگر بها برسد ۵
بیار زلف دلاویز تا به سینه نهم
دل ز جای برفته مگر به جا برسد ۶
جفای برشکنی های تو مرا بشکست
رو مدار که بر خسرو آن جفا برسد ۷
بود امید که بر درد ما دوا برسد ۱
چه گویمش که بلایی ست او به نیکویی
چنان بلای دل، ای کاشکی به ما برسد ۲
رود کرشمه کنان در ره و هزار چو من
بمرده باشد هر سو، به خانه تا برسد ۳
عمامه کج نهد و بس که پیچ پیچ کند
به هر دل از خم او پیچشی جدا برسد ۴
ز بهر خوبان گویند «جان خود بفروش »
هزار بار فروشم، اگر بها برسد ۵
بیار زلف دلاویز تا به سینه نهم
دل ز جای برفته مگر به جا برسد ۶
جفای برشکنی های تو مرا بشکست
رو مدار که بر خسرو آن جفا برسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۰ - ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۲ - گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.