خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از درد عشق، فداکاری، و شهید شدن در راه معشوق صحبت می‌کند و از دیگران می‌خواهد که رنج‌های او را درک کنند. همچنین، اشاره‌ای به گل‌هایی دارد که از خاک او می‌رویند و بوی عشق او را منتشر می‌کنند.

متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهید شدن در راه عشق و رنج‌های عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۵۶ - بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم

بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
وگر میرم به تعظیم سگان او بموییدم ۱

مرا امروز در دار بلا جلوه ست بهر او
سرود جلوه کان در نوحه گویند آن مگوییدم ۲

شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
به خاکم همچنان پر خون در آرید و مشوییدم ۳

گلی کز خاک من روید، به گوش اهل دل گوید
که من بوی فلان دارم، مبوییدم، مبوییدم ۴

همه جا از شهیدان نور خیزد وز دلم آتش
نشان است این میان کشتگانش، گر بجوییدم ۵

گر از گل گل شود پیدا، ز من خواهد زدن بویش
نبوییدم که از غیرت بسوزم، گر ببوییدم ۶

پس از کشتن که خون آلوده خسپد بر درش، خسرو
از آن بهتر که با عزت به خون دیده شوییدم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۵ - ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۷ - نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.